اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد وصل علی فاطمه بنت محمد قره العین الرسول اللهم صل علیها صلاه

رابطه ی امام زمان (عج) و حدیث لوح فاطمه (س) چیست ؟

 

از جابربن عبدالله انصاری نقل شده كه می گوید :
خدمت حضرت فاطمه زهرا (س) شرفیاب شدم . در برابر آن حضرت لوحی بود كه اسامی اوصیاء از نسل او در آن ثبت شده بود . شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم (عج) بود .

سه تن از آنها به نام محمد ، چهار تن به نام علی و ...

 


اصول كافی ، ج 1 ، بحارالانوار ، ج 36 ، كمال الدین صدوق ، ص 311

 ماخذ


برچسب‌ها: فاطمیه, صلوات برفاطمه زهرا سلام الله علیها
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط دوستدار  | 

صلواتی معادل10000صلوات

اللهم صل علی سیدنا ونبینا محمد وآله مااختلف الملوان وتعاقب العصران و کرالجدیدان واستقبل الفرقدان وبلغ روحه و ارواح اهل بیته منااتحیت والسلام 

 

 

  

برگرفته از


برچسب‌ها: صلوات, صلواتی معادل ده هزار صلوات
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در پی حوادث اخیر فرانسه:درباره‌ انگیزه‌های

در پی حوادث اخیر فرانسه و انتشار تصاویر توهین آمیز به مقدسات اسلامی در یک نشریه فرانسوی، و تشدید جریان ضد اسلامی و اسلام هراسی از سوی مقامات و رسانه‌های غربی، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نامه مهمی خطاب به جوانان در اروپا و امریکای شمالی مرقوم کردند. این نامه به زبان انگلیسی منتشر شد و متن ترجمه فارسی آن به شرح زیر است:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

 

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
1/بهمن/1393  

برگرفته از


برچسب‌ها: پیام نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریک
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

اوصافی از پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و اله


2-در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.

3-
نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.

4-
هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.

5-
وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.

6-
با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.

7-
هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه ی چشم نظر نمی کرد.

8-
هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.

9-
چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.

10-
سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.

11-
هرگاه با کسی هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.

12-
چون با کسی سخن می گفت کاملا برمیگشت و رو به او می نشست.

13-
با هرکه می نشست تا او اراده ی برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.

14-
در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.

15-
هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.

16-
در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.

17-
هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.

18-
اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

19-
اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.

20-
اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.

21-
کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.

22-
هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.

23-
هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.

24-
پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

25-
چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»

26-
با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.

27-
دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.

28-
هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه ی یک جرعه شیر بود.

29-
بیش از همه صله ی رحم به جا می آورد.

30-
به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.

31-
کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.

32-
آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.

33-
هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.

34-
هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.

35-
هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.

36-
هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.

37-
هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.

38-
از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.

39-
هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

40-
بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

41-
از بیماران عیادت می کرد اگرچه  دور افتاده ترین نقطه ی مدینه بود.

42-
سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.

43-
اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

44-
با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.

45-
در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است

46-
میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.

47-
وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.

48-
هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی داد.

49-
اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می امد نمازش را کوتاه می کرد.

50-
اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

 51-
عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

52-
احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند

53-
هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.

54-
هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد  مگر آنکه برای معصیت باشد.

55-
پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

56-
غریبان را خیلی مراعات می نمود.

57-
با نیکی به شروران دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.

58-
همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .

59-
چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.

60-
اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .

61-
مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد.

62-
نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.

63-
بردباریش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.

64-
از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

65-
از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت 

66-
هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.

67-
هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

68-
در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.

69-
هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .

70-
در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

71-
بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد.

72-
بر روی زمین می خوابید.

73-
کفش و لباس را خودش وصله می کرد.

74-
با دست خودش شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست.

75-
هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.

76-
هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.

77-
اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.

78-
چون جامه ی نو می پوشید جامه ی  قبلی خود را به فقیری می بخشید.

79-
جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.

80-
در هنگام کفش و لباس پوشیدن  همیشه از سمت راست آغاز می کرد.

81-
ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.

82-
همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

83-
همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.

84-
نور چشم او در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.

85-
ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.

86-
هرگز نعمتی را مذمت نکرد.

87-
اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.

88-
هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.

89-
موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.

90-
در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.

91-
بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه دیرتر دست می کشید.

92-
تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.

93-
معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

94-
در غذا هرگر آروغ نزد.

95-
تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.

96-
بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می کشید.

97-
وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

98-
از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.

99-
چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.

100-
اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد. 

ماخذ

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

سه صفت بد ولی زیبا

مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام درنهج البلاغه میفرمایند: 
زنان و دختران مومن باید این سه صفت را که برای مردان بد است، داشته باشند. 
اول اینکه متکبر باشند. 
دیگر اینکه ترسو باشند 
و سوم هم اینکه بخیل باشند. 
اما اینکه متکبر باشند یعنی در مقابل نامحرم با قاطعیت و ترشرویی صحبت کنند و از حرف زدن با عشوه و تبسم که دیگران را تحریک میکند بپرهیزند. 
منظور از ترس هم ترس از تنها بودن و تنها ماندن با شخصی است که عنوان نامحرم دارد. 
اما اینکه بخیل باشد یعنی در حفظ مال خود و شوهر،کمال دقت و وسواس را به خرج دهد و امانت دار اموال همسر خود باشد. 

ماخذ

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

من عاشق محمد صلی الله علیه واله هستم.

سلام #من_عاشق_محمدم صلي الله عليه و آله -روايت شده؛ بعد از رحلت رسول خدا، شخص نامسلمان و تازه واردي در مدينه، بعد از ملاقات و پرسش هايي از اميرالمومنين علي عليه السلام، وقتي پاسخ سخت ترين سوال هايش را گرفت از حضرت پرسيد: آيا تو محمدي؟ مولا اين سخن را محترمانه ندانست و فرمود: واي بر تو! "من بنده اي از بنده هاي محمدم" انا عبدٌ من عبيدِ محمّد - لذا به نظر ميرسد شعار "من محمدم" شعار مودبانه اي نباشد در پي اهانت مجله فرانسوي به رسول الله الاعظم محمد مصطفي صلي الله عليه و آله، پيشنهاد و درخواست مي كنم اين تصوير و متن زير؛ شعارهاي آن به صورت هشتگ ها را بازنشر بدهيد: I love Mohammad "P.B.U.H" I hate terrorism. I condemn insulting the holy prophets. ٠٠٠٠٠٠٠٠ من عاشق محمدم از تروريسم متنفرم توهين به پيامبران الهي را محكوم ميكنم ٠٠٠٠٠٠٠٠ أنا أحب محمد صلي الله عليه و آله أنا اكره الأرهاب أنا ادين الأهانة على الأنبياء كلهم ٠٠٠٠٠٠٠٠ J'adore Muhammad Je déteste le terrorisme Je condamne insulte aux messagers de Dieu ٠٠٠٠٠٠٠٠ #من_عاشق_محمدم #IloveMohammad "P.B.U.H" #Ihateterrorism #Icondemninsultingtheholyprophets #prophet #mohammad #muhammad #عشاق_محمد #اسلام #دين #مهرباني #من_از_تروريسم_متنفرم #اهانت_به_انبياء_الهي_را_محكوم_ميكنم #ilovemykindprophet #stopinsultingholyprophets #charlie #توهين_به_پيامبران_ممنوع #من_عاشق_رحمة_للعالمينم #پيامبر_مهربانم #أنا_أحب_محمد #توقفوا_الاهانة_علي_الانبياء #شيعه #سني #ايران @moradishahab  

ماخذ


برچسب‌ها: محکومیت اهانت به پیامبرخدا صلی الله علیه واله
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

مرگ نیستی نیست

چه چیزی جلوی اجل معلق را می گیرد؟!

اجل

امام باقر (علیه السلام): نیکوکاری و انفاق پنهانی فقر را برطرف و عمر را افزون می کند و مانع هفتاد گونه مرگ و میر بد می شود.

 


از قرآن و احادیث استفاده می شود كه مرگ، نیستی و نابودی نیست، بلكه انتقال از عالمی به عالم دیگر است و حیات انسان در این انتقال رو به كمال است، یعنی از این حركت و انتقال نقص و ضرری به او نمی رسد، و چیزی از او كاسته نمی گردد، بلكه در این حركت و انتقال مرتباً تكامل و ترقی پیدا می كند.

قرآن می فرماید: «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ» و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید.

پس همانطور كه طفل در شكم مادر است و ما نمی ‌توانیم حقیقت دنیا را به او تفهیم كنیم و بدو گفت كه خورشید، ماه، ستارگان، كهكشان ها، كوه های سر به فلك كشیده، چشمه سارها و لاله ‌های رنگارنگ همه زیبا هستند، فهماندن حقیقت آخرت و بهشت و جهنم نیز برای ما انسانها میسر نیست.

تنها یك دورنمایی از آن را می‌توان تصور كرد، زیرا حقیقت آخرت، چیز شگفتی است. نه خورشیدش چون خورشید این دنیاست نه فضایش به فضای دنیا می ماند. نه غذا و آبش هیچكدام با این دنیا قابل تشبیه نیست، بلكه آنجا حیات جاویدان است.

 

همه چیز عالم اجلی دارد!

- «مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى؛ [ما] آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است جز به حق و [تا] زمانى معین نیافریدیم ...» (احقاف/3)

در بسیاری از آیات بیان شده است که هر چه در این جهان هست اجلی دارد.

اجل یعنی مدت معین؛ و درباره ی انسان، یعنی مدت مقرر شده برای زندگی او. از این رو به مرگ اجل می گویند که بر دو قسم است:اجل معلق و مبهم.

این که در روایات فراوانی آمده است که انفاق یا صله ی رحم عمر را طولانی و بلاها را برطرف می کند بدین معناست که اجل معلق را مانع می شود

اجل مسمی و حتمی، که در نزد خدا معین است و عبارت است از پایان استعداد جسم برای بقا؛ اما اجل معلق مشروط به چیزی است که اگر آن چیز تحقق یابد، اجل در آن زمان فرا می رسد.

قرآن در این باره می فرماید: ایمان به دعوت انبیاء و عمل به برنامه های آن ها جلوی اجل معلق را می گیرد و سبب ادامه یافتن زندگی انسان تا اجل مسمی می شود. [ابراهیم/10]

صله رحم

آنچه که اجل معلّق را، دور می ‌کند:

1ـ ترک گناه

ـ امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید:

مردم بیش از آن که به سبب فرا رسیدن اجل (طبیعی) خود بمیرند، بر اثر گناهان خویش در می‌گذرند. [میزان الحکمه، ج1]

2ـ صدقه

ـ امـام عـلی (علیه السّلام) می ‌فـرمایند:

با صـدقه دادن، عـمـرها طـولانی می ‌شود. [همان، باب أجل]

3ـ صله‌ی ارحام

امام رضا (علیه السّلام) می ‌فرمایند:

ما برای زیاد شدن عمر، وسیله‌ای جز صله‌ی ارحام نمی ‌شناسیم. چه بسا مردی که 3 سال از عمرش باقی مانده، امّا به خاطر صله‌ی رحم، خداوند آن باقی مانده را سی سال اضافه می ‌کند. (یعنی 33سال)

و خداوند آنچه را که می‌ خواهد انجام می ‌دهد و کسی که از عمرش 33 سال باقی مانده است و به واسطه‌ی قطع رحم خداوند سی سال از عمرش بر می ‌دارد و آن را به 3 سال کاهش می ‌دهد. [اخلاق عملی، ص 544، اصول کافی، ج2، ص 150]

قرآن در این باره می فرماید: ایمان به دعوت انبیاء و عمل به برنامه های آن ها جلوی اجل معلق را می گیرد و سبب ادامه یافتن زندگی انسان تا اجل مسمی می شود

ـ امام باقر یا امام صادق (علیهماالسّلام) (تردید از راوی است) به میسر فرمود: گمان می‌کنم به خویشاوندان خود نیکی می‌ کنی؟

عرض کرد: آری

من در نوجوانی در بازار برای کسی کار می ‌کردم و تنها دو درهم مزد می‌ گرفتم. یک درهم را به ‌عمّه‌ام و یک ‌درهم‌ را به ‌خاله‌ام می‌ دادم.

امام (علیه السّلام) فرمود: به خدا سوگـند دو بار مرگـت نزدیک شـد، ولی به خاطر این صله‌ی رحم به تأخیر افتاد. [همان]

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: گاهی انسان گناه می کند و از اعمال نیکی چون نماز شب باز می ماند؛ آنگاه فرمودند: بدانید که کار بد در فنای انسان از کارد در گوشت سریع تر اثر می کند. [بحار،ج1،ص488]

 

نتیجه گیری:

پس این که در روایات فراوانی آمده است که انفاق یا صله ی رحم عمر را طولانی و بلاها را برطرف می کند بدین معناست که اجل معلق را مانع می شود.

فرآوری: زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  

 

 


برچسب‌ها: اجل, مرگ
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

باتسلیت سالروز شهادت امام رضا علیه السلام

از امام رضا علیه السلام

...اى فرزند شبیب! اگر به گونه ‏اى بر حسین علیه السّلام گریه كنى كه اشك هایت بر گونه‏ هایت جارى شود، خداوند هر گناهى كه مرتكب شده باشى- چه كوچك، چه بزرگ، چه كم و چه زیاد- خواهد بخشید. اى فرزند شبیب! اگر دوست دارى پاك و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زیارت‏ حسین علیه السّلام برو. اى فرزند شبیب! اگر دوست دارى با پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله در غرفه‏هاى بهشت همراه باشى، قاتلان حسین علیه السّلام را لعنت كن. اى فرزند شبیب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب كسانى كه همراه حسین بن علىّ علیهما السّلام شهید شدند داشته باشى، هر گاه به یاد او افتادى بگو: «یا لَیْتَنِی كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» ؛ اى كاش با آنان مى‏بودم و به فوز عظیم شهادت در راه خدا می رسیدم. اى فرزند شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین و در خوشحالى ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد كرد. (ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص:604تا 606)

برگرفته از


برچسب‌ها: امام رضا علیه السلام
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

باتسلیت شهادت سرور وسالارشهیدان امام حسین علیه السلام ویارانشان

شیخ صدوق(ره) به نقل از امام زین العابدین علیهم السلام می نویسد: هنگامى كه على اكبر علیه السلام براى مبارزه به سوى دشمن رفت، چشمان حسین علیه السلام، گریان شد و گفت: اللّهُمَّ كُن أنتَ الشَّهیدَ عَلَیهِم، فَقَد بَرَزَ إلَیهِمُ ابنُ رَسولِكَ، وأشبَهُ النّاسِ وَجهاً وسَمتاً بِهِ «خدایا ! تو بر ایشان گواه باش ، كه فرزند پیامبرت و شبیه ترینِ مردم به او در صورت و سیرت ، به سوى آنان مى رود» . در این باره سید بن طاووس(ره) در «الملهوف» می نویسد:على اكبر علیه السلام كه از زیباروى ترین و خوش خوترینِ مردم بود، بیرون آمد و از پدر، اجازه نبرد خواست . امام علیه السلام به او اجازه داد. سپس ، مأیوسانه به او نگریست و سرش را پایین انداخت و گریست . سپس گفت: «خدایا ! گواه باش . جوانى به نبرد آنها مى رود كه از نظر صورت و سیرت و سخن گفتن ، شبیه ترینِ مردم به پیامبر توست و ما هر گاه مشتاق پیامبرت مى شدیم، به او مى نگریستیم». علی اکبر علیه السلام به میدان رفت و جنگ نمایانی کرد. آن گاه، ده تن از آنان را كُشت و سپس به نزد پدرش باز گشت و گفت: اى پدر ! تشنه ام. حسین علیه السلام فرمود: «شكیبایى كن، پسر عزیزم! جدّت با كاسه اى پُر به تو مى نوشانَد» . او باز گشت و جنگید و 44 تن از دشمنان را كُشت. تاریخ الطبرى به نقل از ابو مِخنَف می نویسد: زُهَیر بن عبد الرحمان برایم نقل كرد كه : مُرّة بن مُنقِذ بن نُعمان عبدى لیثى، او را دید و گفت: گناهان عرب بر دوش من، اگر بر من بگذرد و چنین كند و من، پدرش را به عزایش ننشانم ! على اكبر علیه السلام ، با شمشیرش به دشمن حمله مى بُرد كه بر مُرّة بن مُنقِذ گذشت . او نیزه اى به على اكبر علیه السلام زد و او [بر زمین] افتاد . على اكبر علیه السلام، ندا داد: اى پدر ! سلام بر تو ! این، جدّم است كه به تو سلام مى رساند و مى فرماید: «زودتر ، به سوى ما بیا». دشمن، گِردش را گرفتند و با شمشیرهایشان، او را تكّه تكّه كردند . همچنین سلیمان بن ابى راشد، از حُمَید بن مسلم اَزْدى برایم نقل كرد كه: در روز عاشورا، به گوش خود شنیدم كه حسین علیه السلام مى گوید: «خدا، بكشد كسانى را كه تو را كشتند، اى پسر عزیزم! چه گستاخ بودند در برابر [خداى] رحمان و بر هتك حرمتِ پیامبر! دنیا، پس از تو ویران باد! و گویى هم اینك به زنى مى نگرم كه مانند خورشیدِ به گاه طلوع، به سرعت، بیرون دویده، ندا مى دهد: اى برادرم و فرزند برادرم! در باره او پرسیدم. گفته شد: این، زینب، فرزند فاطمه دختر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است. آن زن آمد تا خود را بر روى [پیكر] على اكبر علیه السلام انداخت. حسین علیه السلام نزد او آمد و دستش را گرفت و او را به خیمه، باز گردانْد. سپس، حسین علیه السلام به پسرش روى آورد و جوانان [خاندان] او نیز همراهش آمدند. حسین علیه السلام فرمود: «برادرتان را ببرید !» آنان، او را از آن جایى كه بر زمین افتاده بود ، بُردند و در خیمه اى نهادند كه جلوى آن مى جنگیدند. ماخذ:http://yaasarallah.blogfa.com
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

سالروز میلادحضرت رضا علیه السلام مبارک

اعجاز صلوات حضرت محمد(ص) میفرماید هر کس یک بار بر من صلوات بفرستد از گناهان او ذره ای باقی نمی ماند هر کس یکبار صلوات بفرستد آن دو ملکی که حافظ رفتار اویند تا 3روز هیچ گناهی برای او نمی نویسند هر کس یکبار صلوات بفرستد خدا بر او 10 بار درود میفرستد و نیز 10 خطا را از او برطرف خواهد کرد و 10 درجه او را بالا خواهد برد هر کس بر من صلوات بفرستد هرگز داخل آتش جهنم نخواهد شد صلوات فرستادن باعث روا شدن حاجات است و خدا از شما راضی میشود و اعمال شما را پاک و پاکیزه میکند هر کس زیاد صلوات بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد هرکس بر من صلوات بفرستدخدای تعالی در روز قیامت بر بالای سر و جانب راست و چپ و بر بالا و پایین و در همه اعضا و جوارح او نور میدهد بر من زیاد صلوات بفرستید که درود فرستنده نوری است در قبر و نوری است بر پل صراط و نوری است در بهشت در بهشت درختی است بنام محبوبه که میوه اش سفیدتر از شیر شیرین تر از عسل و نرم تر از مسک می باشد و از آن کسی می خورد که هر روز مداوم صلوات فرستد یا علی هرکس هر روز و هر شب صلوات بفرستد شفاعتم بر او واجب می شود اگرچه گناهش بزرگ باشد نزدیکترین فرد به من در قیامت کسی است که صلوات بیشتری فرستاده باشد امام رضا میفرماید کسی که نمیتواند با چیزی گناهانش را پاک و محو کند صلوات بفرستد زیرا صلوات گناهان را ریشه کن و نابود میکند پس ضرر نمیکنیم اگه هروقت بیکار میشیم صلوات بفرستیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم برگرفته از http://www.gohardasht.com/e-profile-watching.asp?profile=majid_shalal@yahoo.com
برچسب‌ها: میلاد امام رضا ع, صلوات, مذهبی, دینی
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت   توسط دوستدار  | 

مطالب قدیمی‌تر