X
تبلیغات
اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم

اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم

باعرض تسلیت تاسوعا وعاشورای امام حسین بن علی علیهما السلام

آثار خاک متبرک کربلا


محرم که می‌آید بوی سوگواری و زنده شدن دل‌ها و جلا یافتن قلب‌ها در صیقل یک مصیبت بزرگ است . مصیبت مردی از خاندان رسول الله (صلی الله علیه وآله) که همو فرمود: بدانید که اجابت دعا زیر گنبد او ، و شفاء در تربت او و امامان از نسل اویند. (1)


کربلا

همه چیز درباره‌ی تربت امام حسین (علیه السلام) و تسبیح خاکی!

تربت امام حسین (علیه السلام)

حضرت امام کاظم (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمودند: ولا تأخذوامن تربتی شیئاً لتبرّکوا به فانّ کلّ تربةٍ لنا مُحّرمةٌ إلا تربة جّدی الحسین بن علی (علیه السلام) فان الله عزّ و جلّ جعل‌ها شفاءً لشیعتنا و اولیا ئنا؛ چیزی از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چرا که هر خاکی بر ما حرام است جز تربت جدّم حسین (علیه السلام) که خداوند آن را برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. (2)

با توجه به این روایت شریف بدست می‌آید که تربت سیدالشهداء (علیه السلام) دارای خاصیت شفا و تبرک جویی است که البته تنها برای شیعیان و دوستان آن حضرت این خاصیت خود را نشان می‌دهد!

 

آثار خاک قبر سید الشهداء (علیه السلام)

خاک متبرک کربلا آثار و خواصی دارد که از آن جمله‌اند:

1- در نماز، سجده بر تربت امام حسین (علیه السلام) مستحب است و ثواب نماز را افزایش می‌دهد.

2- خوردن هر نوع خاک حرام است به جز تربت سیدالشهدا که به نیت شفا مقدار اندکی از آن جایز است.

3- برداشتن کام نوزادان با تربت حسینی (علیه السلام) مستحب است.

4- کالایی که به جایی فرستاده می‌شود مستحب است مقداری تربت هم همراه آن بگذارند همانند جهیزیه عروس.

5- بوییدن و بوسیدن و بر چشم مالیدن تربت امام حسین (علیه السلام) مستحب است و حتی دست کشیدن و مالیدن آن بر سایر اعضای بدن ثواب دارد.

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: اگر تا یک میل (1800متر) اطراف قبر آن حضرت خاک بردارند، احکام تربت امام حسین (علیه السلام) را دارد. بر این اساس تبرک جستن به خاک تربت امام حسین (علیه السلام) که فوائد و آثار بسیاری برای فرد در دنیا و آخرت دارد، خاک قبر مطهر آن حضرت تا فاصله 1800متری اطراف آن است

6- مستحب است هنگام دفن میت مقداری تربت همراه او گذاشته شود و با حنوط او نیز مخلوط کنند – (حنوط مقداری کافور است که بر جاهای سجده میت می‌گذارند نظیر پیشانی و کف دست‌ها و سر زانوها و نوک انگشتان بزرگ پا)

با توجه به این موارد و موارد بسیار دیگری که در احادیث و روایات شیعه در تبرک جستن به تربت  امام حسین (علیه السلام)  ذکر شده است می‌توان دریافت که در تمام دوران‌های زندگی از آغاز تا پایان حیات آدمی همراهی او با تربت پاک حسینی (علیه السلام) رمز و نشانه ای است از آن که انسان همواره باید دل در گرو محبت او بسپارد و بس!

تسبیح

تسبیح با تربت امام حسین (علیه السلام)

ذکر گفتن با تسبیحی که از تربت امام حسین (علیه السلام) ساخته شده و حتی همراه داشتن آن مستحب است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: من کان معه سبحة من طین قبر الحسین (علیه السلام) کتب مسبّحاً و إن لم یسبّح بها؛ هر کس تسبیحی از تربت قبر امام حسین (علیه السلام) همراه داشته باشد تسبیح گو نوشته می‌شود هر چند با آن تسبیح نگوید. (3)

 

تاریخچه‌ی تسبیح تربت

پس از آن که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) اذکار معروف الله اکبر و الحمدلله و سبحان الله را به دخترشان حضرت زهرا (س) آموختند، ایشان برای شمارش آن اذکار تسبیحی از نخ پشمین ساختند که به آن گره های متعدد زده بودند. پس از شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا در غزوه‌ی احد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) از تربت ایشان تسبیحی ساخته و به نخ کرده بودند و با آن تسبیحات را می‌گفتند. مردم نیز همین گونه عمل کردند. چون امام حسین (علیه السلام) در کربلا به شهادت رسید به خاطر فضیلت فراوان تربت حسینی (علیه السلام) این کار درباره تربت قبر آن امام شهید انجام گرفت.

ذکر گفتن با تسبیحی که از تربت امام حسین (علیه السلام) ساخته شده و حتی همراه داشتن آن مستحب است

شیعه یادش نرود!

امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: شیعه ما از 5 چیز بی نیاز نیست: مسواک، شانه، سجاده، تسبیح تربت و انگشتر عقیق.

امام رضا (علیه السلام) نیز فرمودند: هر کس با تسبیح تربت امام حسین (علیه السلام) این ذکر را بگوید: سبحان الله و الحمدلله و لاإله إلاالله و الله اکبر، با هر دانه خداوند برای او 6000  هزار حسنه می‌نویسد و شش هزار گناه از او محو می‌کند و شش هزار درجه او را بالا می‌برد و شش هزار شفاعت برای او می‌نویسد. (4)

 

خاک تربت امام حسین (علیه السلام) دقیقاً کجاست؟

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: اگر تا یک میل (1800متر) اطراف قبر آن حضرت خاک بردارند، احکام تربت امام حسین (علیه السلام) را دارد.

بر این اساس تبرک جستن به خاک تربت امام حسین (علیه السلام) که فوائد و آثار بسیاری برای فرد در دنیا و آخرت دارد، خاک قبر مطهر آن حضرت تا فاصله 1800متری اطراف آن است.

 

شبی در یک عبادتگاه مٌهری                 ز یاری با صفا آمد به دستم

چو گل بوییدم و بوسیدم آن را               هنوز از عطر روح افزاش مستم

به او گفتم کدامین خاک پاکی                که دل ای مُهر بر مهر تو بستم

به گفتا تربت پاک حسینم                      که بر دامان احسانش نشستم

کمال هم نشین در من اثر کرد               وگرنه من همان خاکم که هستم (5)

 

پی نوشت ها :

1- مستدرک الوسائل – ج1 – ص335

2- جامع احادیث الشیعه – ج12 – ص533

3- بحار الانوار – ج83 – ص332

4- بحار الانوار – ج83 – ص334

5- دکتر قاسم رسا – مجموعه‌ی اشعار

ن. رادفر

گروه دین تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت   توسط دوستدار  | 

سالروز شهادت امام جعفرصادق علیه السلام راتسلیت میگویم.

امام صادق(ع) در سخنان گوهربار خود فرموده‌اند:

با یکدیگر نزاع نکنید و حسد مبرید و غیبت مکنید و مجادله مکنید و سوگند دروغ مخورید، حتی سوگند راست نیز مخورید، دشنام مدهید، فحش مگوئید و ستم و بی‌خردی نکنید و دل‌تنگ مشوید و از یاد خدا و نماز غافل نگردید و از آنچه نباید گفت خاموش باشید و صبر کنید، راست‌گو باشید و از اهل شر دوری کنید، از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت کردن و سخن‌چینی کردن اجتناب کنید و خود را مشرف به آخرت بدانید و منتظر فرج و ظهور قائم آل محمد علیه‌السلام باشید و آرزومند ثواب‌های آخرت باشید و توشه اعمال صالحه برای سفر آخرت بردارید.

برگرفته ازتبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت   توسط دوستدار  | 

شهادت حضرت زهرا سلام اله علیها تسلیت باد

قطره‏ای از دریای فضائل حضرت زهرا (س)


گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را سرشار می‌كند که توان هر سخن را از انسان می‌گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر (سلام الله علیها)، خیره‌کننده‌ی دیدگان هر بیناست.


حضرت زهرا(س)
چگونه می‌توان با کمالات و فضیلت‌های حضرت زهرا (سلام ‌الله علیها) آشنا شد؟

گاهی شکوه بانوی بزرگ جهان، چنان دل و جان را سرشار می‌كند که توان هر سخن را از انسان می‌گیرد. جایگاه رفیع فاطمه اطهر (سلام الله علیها)، خیره‌کننده‌ی دیدگان هر بیناست. باید چشم بصیرت داشت، تا گوشه‌ای از سراپرده جلال فاطمی را دید.

برخی در شناختن و شناساندن این بانو، که مادر عصمت و آینه عفاف است، به دامن روایات و آیاتی پناه می‌برند که گویای شأن والای اوست. اما در این میان، راه دیگری نیز وجود دارد که ما را با ژرفای کمالات و جلوه فضیلت‌های این بانو، آشنا سازد، آن هم نگریستن به «سیره عملی» و «شیوه رفتاری» او است. در واقع، زندگی نامه زیبا و پر نکته و آموزنده او در ابعاد گوناگون، آینه‌ای است که نوری از بزرگی‌ها و فضایل او را بر رواق دل مان می‌تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن می‌سازد.

از این رو، مروری داریم بر چند فراز فروزان و برجسته از زندگی حضرت زهرا(س) که بیشتر کاربردی و عملی است. چون او «اسوه» است و «الگو»، ... و ما نیز که در پی «تأسی» و الگوگیری از سیره و زندگانی و خصلت‌های آن محبوبه خداییم، شایسته است که در بندبند این بخش‌های نورانی از حیات فاطمه(س)، به دقت بنگریم و درس‌هایی را که از تک تک این نمونه‌ها می‌آموزیم، در کلاس زندگی به کار بندیم.

حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. عقیده داشت بهترین چیز برای زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببینند، و نه او مردانِ نامحرم را.

حضرت زهرا(س)، در چهره، گفتار و رفتار، شباهت بسیار به رسول خدا(ص) داشت و هیبت و هیأت او، یادآور پیامبر(ص) بود.

آن حضرت، شیفته عبادت و نیایش به درگاه الهی بود. آن قدر در پیشگاه خدا به عبادت می‌ایستاد که قدم‌هایش ورم می‌کرد. در نمازهایش از خوف خدا می‌گریست.

برای هر یک از روزهای هفته، دعای ویژه‌ای داشت. برای تعقیبات نماز هم ادعیه خاص داشت. (متن دعاهای روزانه و تعقیبات نماز آن بانو، در کتب حدیث آمده است).

روزی خسته از کارهای طاقت‌فرسای خانه، با دست‌های تاول‌زده به محضر پیامبر خدا(ص) رفت تا برای کمک در انجام کارهای خانه، کنیزی برای خود بگیرد. رسول خدا(ص) بهتر از کنیز و خدمتکار را به او عطا کرد، یعنی «تسبیحات حضرت زهرا(س)». این ذکرهای شریف را حضرت جبرائیل، از سوی خدا تعلیم حضرتش نموده بود. آری ... الهام و نیرو گرفتن از یاد خدا، برای غلبه بر دشواری‌های زندگی.

حضرت زهرا(س)

تسبیح حضرت زهرا(س)، نخی بود که به تعداد ذکرها و تکبیرها، «گره» داشت و با آن تسبیح می‌گفت. پس از شهادت حمزه سیدالشهدا در جنگ احد، از خاک تربت او تسبیح ساخت و با آن ذکر می‌گفت. از آن پس مردم نیز چنان کردند. این نوعی احیاء فرهنگ شهادت و الهام گیری از روح شهیدان راه خداست.

حضرت زهرا(س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. عقیده داشت بهترین چیز برای زن، آن است که نه مردان نامحرم او را ببینند، و نه او مردانِ نامحرم را. داستان آن مرد نابینا که به محضر پیامبر آمده بود و حضرت فاطمه به پشت پرده رفت، شاهد این سخن است.

گاهی شب‌های جمعه تا صبح، به نماز و دعا می‌پرداخت و برای دیگران دعا می‌کرد، اما برای خود، چیزی از خدا نمی‌خواست. وقتی فرزندان خردسالش راز این کار را می‌پرسیدند، می‌فرمود: فرزندانم، اول همسایگان، آنگاه خانه.

فاطمه زهرا(س) محبوب دل رسول خدا بود و پیامبر(ص) به او علاقه خاصی داشت، چرا که اهل زهد و عبادت بود، از این جهت، نزد پیامبر اکرم، یادآور حضرت خدیجه(س) بود.

حضرت زهرا(س)، ساده زندگی می‌کرد. از تجمل در زندگی پرهیز داشت و سختی‌های دنیا را تحمل می‌کرد، تا به شیرینی‌های آخرت برسد.

«ادب»، سیره رایج بین این دختر و پدر بزرگوارش بود. هرگاه رسول خدا(ص) نزد فاطمه می‌رفت، وی برمی‌خاست، پدر را می‌بوسید و احترام کرده، او را در جای خویش می‌نشاند.

10ـ کمال ایمان و خلوص در بندگی و قرب او در پیشگاه معبود، در حدی بود که خشم و رضای او، خشم و رضای پروردگار محسوب می‌شد. پیامبر اکرم فرمود: هر که او را بیازارد، مرا آزرده و هر که مرا بیازارد، خدا را آزرده است و روایت است که خدا به خاطر خشم و رضای فاطمه، خشمگین یا راضی می‌شود.

11ـ وی از توان مالی خویش در راه محرومان نیازمند، بهره می‌گرفت. یک بار، پارچه‌ای را که داشت، به رسول خدا(ص) داد. آن حضرت نیز آن را تکه تکه برید و به تعدادی از اسیران بی‌لباس رومی می‌داد که خود را بپوشانند.

12ـ حضرت زهرا(س)، ساده زندگی می‌کرد. از تجمل در زندگی پرهیز داشت و سختی‌های دنیا را تحمل می‌کرد، تا به شیرینی‌های آخرت برسد. وسایل زندگی او ساده و مهریه‌اش نیز اندک بود.

13ـ پیامبر خدا، در شب عروسی حضرت زهرا(س) گوسفندی ذبح کرد و به تعداد زیادی از مسلمانان مهمانی داد. جمعیت مهمان و افرادی که برایشان غذا فرستاده شد، فراوان بود، ولی با دعای حضرت رسول(ص)، غذای اندک، برکت یافت و همه سیر شدند.

14ـ حضرت فاطمه(س) در صحنه‌های اجتماعی دفاع از دین و پیشوا، حاضر بود. از جمله، در جنگ احد شرکت داشت و به امدادگری و مداوای زخم‌های رسول خدا(ص) مشغول بود.

حضرت فاطمه زهرا

15ـ آزاد ساختن بردگان در نظر او کاری ارزشمند بود. گردن‌بندی را که علی(ع) برای او خریده بود، فروخت و با پول آن برده‌ای خرید و آزاد کرد. پیامبر اکرم(ص) از این کار دخترش بسیار شادمان گردید و او را ستود.

16ـ آیین خانه‌داری و همسرداری را به خوبی مراعات می‌کرد و در زندگی، واقعاً شریک همسرش علی(ع) بود. گاهی در خانه غذایی نبود و کودکان گرسنه بودند، اما فاطمه(س) چیزی به حضرت علی(ع) نمی‌گفت و چیزی از او درخواست نمی‌کرد. بیم داشت که همسرش نتواند خواسته او را برآورده و تأمین کند و شرمنده شود.

17ـ خانواده فاطمه(س)، خانواده کمک به بیچارگان و ایثارگری نسبت به نیازمندان بود. علی(ع) و زهرا(س) سه روز، روزه نذری گرفتند و هر سه روز، افطار خود را به یتیم، مسکین و اسیر دادند. خدای متعال در ستایش و تقدیر از این ایثار خالصانه که جز به خاطر خدا انگیزه دیگری نداشت، سوره «هل اتی» را نازل فرمود که اشاره به این داستان دارد.

18ـ کارها میان علی(ع) و فاطمه(س) تقسیم شده بود. آوردن آب و تهیه هیزم و کارهای خارج از خانه بر عهده علی(ع) بود و درست کردن آرد و خمیر و نان پختن و کارهای داخل خانه با فاطمه(س) بود. حضرت زهرا(س) از این گونه تقسیم کار بسیار خرسند بود.

19ـ همدم رنج‌ها و غصه‌های شوهر بود و او را پناه محسوب می‌شد. علی(ع) می‌فرمود: وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا نگاه می‌کردم، تمام غم و اندوهم برطرف می‌شد. هرگز کاری نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نیز، هرگز مرا خشمناک نساخت.

20ـ زهرای اطهر(س)، احیاگر یاد شهیدان و وفادار به خاطره عزیز آنان بود. روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه به اُحد می‌رفت و مزار شهدای احد و حضرت حمزه را زیارت می‌کرد و چون در صحنه احد حضور یافته بود، به عنوان یک شاهد زنده و راوی حادثه، به دیگران نشان می‌داد که: اینجا پیامبر بود، و آنجا مشرکان بودند و ... .

حضرت فاطمه(س) پیش از وفات، به «اسماء» وصیتی کرد که پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتی بگذارند، تا حجم بدن دیده نشود. این شیوه تا آن زمان مرسوم نبود. این وصیت، درسی از عفاف و حیا بود که بانوان باید در برابر دیدگان نامحرمان، آن را مورد توجه خود قرار دهند.

21ـ از تواضع و فروتنی او، رفتار شایسته با خدمتکار خانه‌اش «فضّه» است. در سال‌های آخر که پیامبر خدا(ص)، فضّه را برای خدمت به خانه او فرستاد، فاطمه(س) کارهای خانه را میان خودش و فضّه خادمه تقسیم می‌کرد.

22ـ در مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی، بی‌تفاوت نبود و جبهه حق را یاری می‌کرد. پس از رحلت پیامبر(ص) که خلافت را غصب کردند و فدک را از او گرفتند، همراه زنانِ بنی‌هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، ضمن خطبه‌ای که پشت پرده خواند، از بدعت‌ها، ستم‌ها، حق‌کشی‌ها و فراموش کردن وصیت پیامبر و احیای سنت‌های جاهلی انتقاد کرد. (این خطبه شریف و بلند و عمیق را تعدادی از دانشمندان و مۆلفان شرح کرده‌اند)

23ـ تلاش برای اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبری امت اسلامی را تکلیف خود می‌دانست. گاهی شب‌ها به همراه علی(ع) به در خانه مهاجران و انصار می‌رفت و در حمایت از ولایت، وصیت پدرش را به یادها می‌آورد و آنان را به دفاع از حق شوهرش در مسئله خلافت و حق خودش فرا می‌خواند، هر چند آنان با سردی و بی‌مهری جواب می‌دادند!

24- زهرا(س) تا زنده بود، علی(ع) حامی نیرومندی داشت و به تعبیر بعضی بزرگان، به خاطر فاطمه(س)، حرمت امیرالمۆمنین(ع) را تا حدی پاس می‌داشتند. اما پس از شهادت فاطمه(س)، حضرت علی(ع) تنها و بی پناه ماند.

حضرت زهرا(س)

25ـ حضرت زهرا(س) پس از وفات پیامبر خدا، دیگر خندان و شادمان دیده نشد، تا آنکه چشم از جهان فرو بست.

26ـ پیش از وفات، به «اسماء» وصیتی کرد که پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتی بگذارند، تا حجم بدن دیده نشود. این شیوه تا آن زمان مرسوم نبود. این وصیت، درسی از عفاف و حیا بود که بانوان باید در برابر دیدگان نامحرمان، آن را مورد توجه خود قرار دهند.

27ـ آگاهی، درایت و آینده‌نگری او تا آنجا بود که برای افشای ستم غاصبان، وصیت فرمود که پیکرش را شبانه غسل دهند و به خاک سپارند، تا ظالمانی که او را آزرده بودند، در مراسم دفن او حضور نیابند و از این حضور، بهره‌برداری سیاسی برای تطهیر خود و توجیه کارهایشان نکنند.

این‌ها و نمونه‌های دیگری از سیره رفتاری آن بانوی بی‌همتا، جلوه‌های «الگو» بودن او برای همه فضیلت‌خواهان و حق‌جویان است که در پی «اسوه» و سرمشقِ «چگونه زیستن» هستند. امید است که این گونه خصلت‌ها و رفتارها، پیوسته در برابر دیدگانمان باشد و اگر همواره آن حضرت را سرمشق و اسوه می‌دانیم و معرفی می‌کنیم، «جهات الگویی» او را نیز در قالب سیره عملی و رفتاری حضرتش بشناسیم.  این گونه، بهتر می‌توان مشی و مرام فاطمی را در بستر زندگی و اخلاق عینی پیاده کرد.

برگرفته ازتبیان



برچسب‌ها: حضرت فاطمه سلام اله علیها
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت   توسط دوستدار  | 

سالروز شهادت پیغمبرمهربانی هاحضرت محمد صلی الله علیه واله وامام حسن مجتبی ع و امام رضا ع راتسلیت میگ

بر سر خوانِ معین الضعفاء

امام رضا


امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) روز یازدهم ذیقعده سال 148 هـ. ق در مدینه دیده به جهان گشود.

دوران امامت آن حضرت 20 سال بود که با سه تن از حکمرانان مستبدّ عباسی، یعنی هارون (ده سال)، امین (پنج سال) و مأمون (پنج) سال معاصر بود.


امام رضا علیه السلام در آخر ماه صفر سال 203 هـ. ق در سن 55 سالگی توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس محسوب می شود به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد.

آن بزرگوار همانند دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) دارنده تمام کمالات و فضائل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی بود. او آن چنان در قلّه شکوهمند کمال و فضیلت قرار داشت که نه تنها دوستان و پیروانش او را ستوده اند، بلکه دشمنان کینه توز و سرسخت به مدح و ستایش او پرداخته اند.

 

حُسن برخورد حضرت با مردم

یسع بن حمزه می گوید: در مجلس حضرت رضا (علیه السلام) بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند، و از آن حضرت سۆال می كردند و از احكام حلال و حرام می پرسیدند و امام رضا (علیه السلام) پاسخ آنها را می داد، در این میان ، ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و سلام كرد و به امام هشتم (علیه السلام) عرض نمود:

من از دوستان شما و پدر و اجداد پاك شما هستم در سفر حج ، پولم تمام شده و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم ، اگر امكان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم ، خداوند مرا از نعمتهایش برخوردار نموده است ، وقتی به وطن رسیدم ، آنچه به من داده ای معادل آن ، از جانب شما صدقه می دهم ، چون خودم مستحق صدقه نیستم .

از آن ترسیدم كه شرمندگی سۆال را در چهره او بنگرم از این رو كه حاجتش را بر می آورم . و آیا سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نشنیده ای كه فرمود: پاداش آنكس كه كار نیكش را می پوشاند معادل پاداش هفتاد حج است

امام رضا به او فرمود: بنشین ، خدا به تو لطف كند، سپس امام رو به مردم كرد، و به پاسخ سۆالهای آنها پرداخت . سپس مردم همه رفتند، و تنها آن مرد مسافر، و من و سلیمان جعفری و خثیمه در خدمت امام ماندیم . امام (علیه السلام) به ما فرمود: اجازه می دهید به خانه اندرون بروم ؟ سلیمان عرض ‍ كرد: خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است . حضرت برخاست و وارد حجره ای شد و پس از چند دقیقه باز گشت ، و او پشت در فرمود: آن مرد (مسافر) خراسانی كجاست ؟ خراسانی برخاست و گفت :اینجا هستم .

امام از بالای در دستش را به سوی مسافر دراز كرد و فرمود: این مقدار دینار را بگیر و خرجی راه خود را با آن تامین كن ، و این مبلغ مال خودت باشد دیگر لازم نیست از ناحیه من ، معادل آن صدقه بدهی ، برو كه نه تو مرا ببینی و نه من تو را ببینم . مسافر خراسانی پول را گرفت و رفت .

سلیمان به امام رضا (علیه السلام) عرض كرد: فدایت گردم كه عطا كردی و مهربانی فرمودی ولی چرا هنگام پول دادن ، به مسافر، خود را نشان ندادی و پشت در خود را مستور نمودی ؟!

امام رضا (علیه السلام) در پاسخ فرمود:

مخافة ان اری ذل السّۆال فی وجهه لقضائی حاجته : از آن ترسیدم كه شرمندگی سۆال را در چهره او بنگرم از این رو كه حاجتش را بر می آورم . و آیا سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نشنیده ای كه فرمود: پاداش آنكس كه كار نیكش را می پوشاند معادل پاداش هفتاد حج است ، و آنكس كه آشكار گناه می كند، مورد طرد خدا است ، و آنكس كه گناهش را می پوشاند، (درصورت توبه) مورد آمرزش خدا قرار می گیرد؛  المستتر بالحسنه تعدل سبعین حجه ، والمذیع بالسّیئه مخذول ، والمستتر بها مغفور له.

امام رضا علیه السلام در آخر ماه صفر سال 203 هـ. ق در سن 55 سالگی توسط مأمون مسموم شد و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس محسوب می شود به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد

دو دستور اخلاقی از  امام رضا علیه السلام

محمد بزنطی گوید: در محضر حضرت امام رضا (علیه السلام) بودم فرمود: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) فرمود: لایأبی الكرامة الّا حمار: از كرامت و بزرگواری، جز الاغ جلوگیری نمی كند. عرض كردم : معنی این سخن چیست؟ به دو مصداق از كرامت اشاره كرد و فرمود:

1- در موردی كه بوی خوش (از گل یا گلاب و عطر) به شما عرضه می كنند، ولی شما ممانعت می كنید.

2- در مجلس ، جا، باز می كنند، بنشینید ولی شما(بدون عذر) در آنجا نمی نشینید.

در این دو صورت ، شما از كرامت (و بزرگواری كه به سوی شما عرضه شده) جلوگیری كرده اید و این درست نیست و خلاف اخلاق اسلامی می باشد.

برگرفته


برچسب‌ها: امام هشتم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

سالروز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام راتسلیت میگویم.

سر به زیر ولی سرفراز

با دست بسته هست ولی دست بسته نیست

گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سر به زیر... ولی سرفراز بود

زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم

داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد

هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست

چشم او در اثر حادثه کم سو شده است

کمرش خم شده و دست به زانو شده است

بیت بیت دل او از هم پاشیده شده

صورتش در اثر لطمه خراشیده شده

گفت برخیز که من زینب مجروح توام

چند روزیست که محو لب مجروح توام

این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت

پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت

این رباب است که این گونه دلش ویران است

در پی قبر علی اصغر خود حیران است

گر چه من در اثر حادثه کم می بینم

ولی انگار در این دشت علم می بینم

دارد انگار علمدار تو برمی گردد

مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد

خوب می شد اگر او چند قدم می آمد

خوب می شد اگر او تا به حرم می آمد

تا علی اصغر تو تشنه نمی مرد حسین

تا رقیه کمی افسوس نمی خورد حسین

راستی دختر تو...دختر تو...شرمنده

زجر...سیلی...رخ نیلی...سرتو شرمنده

وای از دختر و از یوسف بازار شدن

وای از مردم نا اهل و خریدار شدن

سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو

چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو

سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی

وای از آن لحظه که شد چوبه ی محمل خونی

ماخذ


برچسب‌ها: اربعین
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

امام باقر علیه السلام: چون جدّم حسین علیه السلام كشته شد فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فریاد برآوردند كه: اى سرور ما! آیا از كسانى كه برگزیده تو و فرزند برگزیده تو و بهترین آفریده تو را مى كشند چشم مى پوشى؟ خداوند عزّ و جلّ به آنان فرمود كه: فرشتگان من! آرام گیرید؛ به عزّت و جلالم سوگند از آنان انتقام خواهم گرفت گر چه به طول انجامد. آن گاه خداوند عزّ و جلّ امامانِ نسل حسین علیه السلام را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یكى ایستاده بود و نماز مى خواند. خداوند فرمود:  با این قائم از آنان انتقام مى كشم.

 

أعظم الله أجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و إیّاكم من الطالبین بثاره مع ولیّه الإمام المهدی (عج)

 

دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت                آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

عیدغدیرمبارک باد

 

امام صادق علیه السلام:

به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعى «روز غدیر» را مى‏شناختند، فرشتگان روزى ده ‏بار با آنان مصافحه مى‏كردند و بخششهاى خدابه‏كسى‏كه‏آن روز را شناخته، قابل‏شمارش نیست.

(مصباح المتهجد:/ 738)

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

شما هم اهانت به رسول اکرم حضرت محمدصلی الله علیه واله را محکوم کنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

روز قدس گرامی باد.

پيام امام امت به مناسبت روز جهانى قدس

بسم الله الرحمن الرحيم

جمعه آخر ماه مبارك رمضان روز قدس است و در دهه آخر ماه رمضان به احتمال زياد شب قدر است.

شبى كه احياع آن سنت الهى است و قدر و منزلت آن از هزار ماه منافقان اولاتر است كه مقدرات خلق در آن شب پايه ريزى مى شود.

روز قدس كه همجوار قدر است لازم است كه در بين مسلمانان احيا شود و مبداع بيدارى و هشيارى آنان باشد و از غفلت هائى كه در طول تاريخ خصوصا سده هاى اخير شده است بيرون آيند تا آن روز هشيارى و بيدارى از دهها سال ابرقدرتها و منافقان جهان والاتر باشد و مسلمانان جهان مقدرات خود را خود و به دست قدرت خود پى ريزى و پايه گذارى كنند.

در شب قدر مسلمانان با شب زنده دارى و مناجات خود از قيد بندگى غير خدا تعالى كه شياطين جن و انسند رها شده و به عبوديت خداوند در مى آيند.

و در روز قدس كه آخرين روزهاى شهر الله اعظم است سزاوار است كه همه مسلمانان جهان از قيد اسارت و بردگى شياطين بزرگ و ابرقدرتها رها شده و به قدرت لايزال الله بپيوندند و دست جنايتكاران تاريخ را از كشورهاى مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند.

هان اى مسلمانان جهان و مستضعفان گيتى بپاخيزيد و مقدرات خود را به دست گيريد تا كى نشسته ايد كه مقدرات شما را واشنگتن يا مسكو تعيين كنند؟ با كى بايد قدس شما در زير چكمه تفاله هاى آمريكا اسرائيل غاصب پايكوب شود؟ تا كى سرزمين قدس فلسطين لبنان و مسلمانان مظلوم آن ديار در زير سلطه جنايتكاران بسر برند و شما تماشاچى باشيد و بعضى حكام خائن شما آتش بيار آنان باشند؟ تا كى قريب يك ميليارد مسلمان در جهان و قريب صد ميليون عرب با كشورهاى وسيع و ذخائر بى پايان شاهد چپاولگرى هاى شرق و غرب و ستمگرى ها و قبل عام هاى غير انسانى آنان و تفاله هاى آنان باشند؟ تاكى تحمل جنايات وحشتناك بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به نداى آنان جواب نمى دهيد؟ تا كى به جاى مقابله با دشمنان اسلام و براى نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامى و الهى غفلت نموده و يا كارهاى سياسى و برخوردهاى سازشكارانه با ابر قدرتها وقت گذرانده و به اسرائيل مهلت جنايتهاى بى امان داده و شاهد قبل عامها بايد بود؟ آيا سران قوم نمى دانند و نديده اند كه مذاكرات سياسى كه سياستمداران قدرتمند و جنايتكاران تاريخ قدس و فلسطين و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر جنايات و ستمگريها افزوده خواهد شد؟ بايد براى آزادى قدس از مسلمانان متكى بر ايمان و قدرت اسلام استفاده و بازيهاى سياسى را كه از آن بوى سازشكارى و راضى نگه داشتن ابرقدرتها به مشام مى رسد كنار گذاشت.

بايد ملتهاى مسلمان خصوصاہ ملت فلسطين و لبنان كسانى را كه با مانورهاى سياسى وقت گذرانى مى كنند تنبه نموده و زير بار بازيهاى سياسى كه نتيجه اى جز زيان و ضرر براى ملت مظلوم ندارند نروند تا كى اسطوره هاى دروغين شرق و غرب مسلمانان قدرتمند را مسحور نموده و بوقهاى تبليغاتى ميان تهى آنان را وحشت زده مى نمايد؟ و تا كى مسلمين از قدرت اسلام بزرگ غافلند؟ مسلمانانى كه در نيم قرن آن فتوحات عظيم و تحولات شگرف را با دست خالى از ساز و برگ جنگى و دلى آغشته به ايمان و زبانى متذكر به الله اكبر بدست آورده و اسلام و توحيد را در جهان قدرتمند آن روز پايه گذارى نمودند اگر آن پيروزيها و تحولاتى كه در تاريخ ثبت است از چشم انداز مسلمانان دور است پيروى ملت رزمنده ايران با انگيزه سربازان صدر اسلام كه سلاحشان ايمان بود در پيش چشم همگان پرتو افكن است جهانيان و مسلمانان جهان ديدند كه ملت غيور ايران با دست تهى از ساز و برگ نبرد در مقابل ابرقدرتهاى زمان و وابستگان خارج و داخل آنان نهضت كردند و انقلاب شكوهمند اسلامى را با همه مشكلات برق آسا به ثمر رساندند.

و دست تمام جنايتكاران تاريخ را از كشور عزيز خود قطع كردند و توطئه هاى آمريكائى و گروهكهاى چپ گرا و راست گرا را با قلبى سرشار از ايمان و عقيده يكى پس از ديگرى خنثى نموده و زن و مرد و كوچك و بزرگ دلاورانه در صحنه و مقدرات كشور خود را در دست تواناى خود تعيين نموند و امروز با خواست خداوند متعال اركان جمهورى اسلامى بدست متعهدين به مكتب و معتقدين به جمهورى اسلامى برقرار و فتنه انگيزان و توطئه گران را از صحنه خارج نمودند و امروز ايران به رغم بوق هاى خارج و دستگاههاى تبليغاتى آمريكا و صهيونيست و سيلى خورده هاى از انقلاب به سوى سازندگى نهايى پيش مى رود و اين درس عبرتى است براى كشورهاى اسلامى و مستضعفان جهان كه قدرت اسلامى خود را بيابند و از عربده هاى شرق و غرب و وابستگان و تفاله هاى آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالى و اتكال به قدرت اسلام و ايمان بپاخيزند و دست جنايتكاران را از كشورهاى خود كوتاه نمايند و آزادى قدس شريف و فلسطين را سرلوحه برنامه خود قرار دهند و ننگ صهيونيست و تفاله آمريكا را از دامن خود بزدايند و روز قدس را زنده نگه دارند اميد است با زنده نگه داشتن اين روز بى تفاوتى ها زائل شود و غفلتها مرتفع گردد.

و با قيام ملتهاى شريف بعضى از سران خائن را كه برغم

مسلمانان و اسلام دست در دست اسرائيل و چشم و فرمان آمريكا بر خلاف مصالح مسلمين به زندگانى سياسى و ننگين خود و به زندگى جنايت بار خويش ادامه مى دهند از صحنه خارج و در گورستان تاريخ مدفون نمايند.

حكام غاصبى كه در جنگ بين كفارى چون اسرائيل و صدام با مسلمين طرف كفار را گرفته و به اسلام و مسلمين ضربه وارد مى كنند از صحنه اسلام بايد خارج شوند و از حكومت بر مسلمين بايد بركنار گردند ملتهاى شريف مصر و عراق و ديگر كشورهاى تحت سلطه منافقان بايد قيام كنند و بلندگوهاى فاسد كه اين جنايتكاران مسلمان جلوه مى دهند گوش فراندهند و از قدرتهاى پوشالى اين خائنان نهراسند.

مسلمانان و جانيان ديدند كه صدام عفلقى سرسپرده آمريكا به ايران كه جز به اسلام و مصالح مسلمين نمى انديشند حمله كرد و آن چنان سرش به سنگ كوبيده شد كه اكنون با توسل به سران عرب و پناه به اسرائيل دنبال مقرى است كه او را از سقوط حتمى نجات دهند و ملت ايران و قواى مسلح شجاع آنچنان ضربه اى به او و طرفداران جنايتكار او زدند كه جز تسليم يا سقوط مقرى ندارد و يا حيله هاى ابلهانه او و بوقهاى تبليغاتى صهيونيسم راهگشاى او نخواهد شد ملت و دولت و مجلس و ارتش و ساير قواى مسلح ايران كه امروز با وحدت اسلامى و انسجام الهى صف واحد هستند مصممند كه در مقابل هر قدرت شيطانى و متجاوز به حقوق انسانها بايستى بايستند و از مظلومان دفاع نمايند و تا برگشت قدس و فلسطين به دامن مسلمين از لبنان و قدس عزيز پشتيبانى نمايند.

مسلمانان جهان بايد روز قدس را روز همه مسلمين جهان بلكه مستضعفين بدانند از آن نقطه حساس در مقابل مستكبرين و جهان خواران بايستند و تا رهائى مظلومان از زير ستم قدرتمندان از پاى ننشينند و مستضعفان كه اكثريت قاطع جهان را تشكيل مى دهند مطمئن باشند كه وعده حق تعالى نزديك است و ستاره نحس مستكبران رو به زوال و افول است.

ملت ايران خواهران و برادران عزيز مى دانند كه انقلاب عظيم ايران كه در نوع خود كم نظير يا بى نظير است از ارزشهاى بزرگى برخوردار است كه بزرگترين آن مكتبى بودن و اسلامى بودن آن است همان ارزشى كه پيامبران عالى مقام در پى آن قيام نمودند اميد است كه اين انقلاب جرقه بارقه اى الهى باشد كه انفجار عظيم در توده هاى زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقيه الله ارواحنا له المقدمه لفداع منتهى شود و بايد ملت شريف كه چنين انقلابى بزرگ را نموده است در ادامه آن هر چه بيشتر كوشا باشد و حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهى به ثبت رساند عزيزان من بايد بدانيد كه ارزش انقلاب هر چه بيشتر باشد فداكارى در راه تحقق آن ارزشمندتر و لازم تر است انقلاب در راه هدف الهى و استقرار حكومت الله همان است كه انبياع در راه آن فداكارى نمودند و پيامبر عظيم الشان اسلام تا آخرين لحظات زندگى پربركت خود در راه آن با همه توان فداكارى و ايثار فرمود و امامان بزرگوار اسلام هر چه داشتند نثار آن كردند ما نيز كه خود را پيرو آنان و امت محمد صلى الله عليه و آله و سلم مى دانيم بايد اقدام به آنان نموده و در سبيل حق مشكلات را با صبر انقلابى تحمل نمائيم و از خرابكاريهاى دغل بازان كه آثار شكست و زبونى در آن مشاهد است نهراسيم و در راه هدف حق و اسلام بزرگ چونان انبياع عظام و اولياع معظم فداكارى و ايثار نمائيم خداوند تبارك و تعالى پشتيبان مجاهدين و يار مظلومان است.

درود بر اسلام عزيز درود بر مجاهدين در راه حق درود بر شهدا در راه خدا در طول تاريخ درود بر شهدا ايران و فلسطين و لبنان و افغانستان سلام بر رزمندگان جبهه هاى جنگ عليه باطل و سلام بر بندگان صالح خداوند.

روح الله الموسوى الخمينى 01/5/۶۰

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

زادروز امام حسن مجتبی مبارک باد

. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : زهد چيست‌ ؟ فرمود : رغبت‌ به‌ تقوى‌ و بى‌ رغبتى‌ به‌ دنيا .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


2.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : مروت‌ چيست‌ ؟ فرمود : حفظ دين‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستى‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


3. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : كرم‌ چيست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پيش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


4.  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد بخل‌ چيست‌ ؟ فرمود : آنچه‌ در كف‌ دارى‌ شرف‌ بدانى‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ كنى‌ تلف‌ شمارى‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)


5. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : بى‌ نيازى‌ چيست‌ ؟ فرمود : رضايت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برايش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند كم‌ باشد .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


6 .  از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : فقر چيست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چيز .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


7. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : شرف‌ چيست‌ ؟ فرمود : موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسايگان‌ .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


8. از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد : پستى‌ و ناكسى‌ چيست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسيدن‌ و بى‌اعتنايى‌ به‌ همسر .

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت   توسط دوستدار  | 

مطالب قدیمی‌تر